الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
134
تفسير تطبيقى (فارسى)
از قرآن تأييدى بر اين حديث به دست مىآورد . به هر حال حجّيّت عقل به اين معنا مورد پذيرش فريقين است . عقل به معناى قوه استنباط گزارههاى نظرى از قرآن در بحث « امكان فهم و جواز تفسير قرآن » ديدگاه فريقين را درباره جواز تفسير ملاحظه كرديد در آنجا گفته شد چون در تفسير سخن از استنباط و كشف معناى پوشيده است نياز به تأنى و تأمل عقلى دارد . بنابراين از نظر فريقين كه قائل به جواز تفسيرند بايد اين معنا براى عقل كه همان قوه استنباط احكام نظرى ( در برابر بديهى ) از آيات قرآن مىباشد ، مورد پذيرش واقع شود در اينجا عقل با استفاده از معناى لغت ، آيهها ، روايتها ، قرائن پيوسته و ناپيوسته كلام به كشف مجهولات مىپردازد و با كاوش و استدلال به فهم مراد خداوند از آيه دست مىيابد . بديهى است كه دادههاى منابع ديگر به عقل بايد مبرهن و در جاى خود قرينه بودن آن اثبات شده باشد و اگر عقل در اينجا بخواهد از مقدمات كه در قياس از آن استفاده مىشود ، بهره برد يا بايد بديهى و قطعى و يا مستند به تجربه قطعى باشد به همين سبب ، فرضيههايى كه در علوم مختلف مطرح شده و دليلى روشن بر درستى آن نداريم مورد استفاده عقل براى فهم مرداد خدا ، نخواهد بود . درباره حجّيّت عقل به اين معنا نيز اختلافى بين فريقين نمىباشد جز كسانى كه از فريقين اساسا قائل به عدم جواز تفسيرند كه بحث آن گذشت . حجّيّت عقل در اين سه معنا به دليل آن است كه قرآن كريم در سطح ظاهر به زبان عربى و بر مبناى اصول عقلايى محاوره با مردم سخن مىگويد و روش عقلا در فهماندن مقصودشان در محاورات ، استفاده از عقل به معانى مذكور مىباشد . كاربرد عقل در تفسير شيعى دو كاربرد ديگر براى عقل به عنوان مدرك در تفسير قرآن است كه اختصاص به تفسير شيعى و معتزلى دارد ، هر چند هر كدام تفاوتهايى را در اين تلقى از عقل خواهند داشت .